عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )
144
مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )
قرابه الابناء الحب يتوارث و البغض يتوراث " « 1 » . از تاريخ ابن بىبى درمىيابيم كه بعد از گريختن عز الدين كيكاووس ثانى به استانبول ، گروهى از طرفداران او به تصرف قونيه برخاستند . امير بدر الدين گهرتاش هم با طرفداران عز الدين متحد شده بود . لذا امير معين الدين پروانه وى را همراه گروهى دستگير كرد و پيش النجاق نوين فرستاد و النجاق همهء آنان را كشت « 2 » عز الدين كيكاووس در سال 660 ه / 1261 م به استانبول گريخته است . بنابراين بدر الدين گهرتاش كه به مكان مدفن وى اشارهاى نشده است ، در همان تاريخ يا اندكى بعد از آن كشته شده است . در حالى كه شهادت شمس در سال 645 ه / 1247 م يعنى كمابيش چهارده سال پيش از اين زمان اتفاق افتاده است . اگر فرض كنيم كه جنازهء امير بدر الدين را پس از كشتن در بناى مدرسهء خود او دفن كردهاند ، در اين صورت هم شمس الدين را در كنار گهرتاش دفن نكردهاند بلكه گهرتاش را در كنار شمس الدين به خاك سپردهاند . افلاكى در اين مورد نيز چونان اكثر رواياتش خطا كرده است . از ديوان سلطان ولد چنين استنباط مىشود كه امير بدر الدين گهرتاش در جوار قونيه دهى به نام " قراارسلان " را براى فقيهان وقف كرده بوده كه شخصى به نام نجيب اين ده را پس از يك نزاع ارضى ضبط كرده است . سلطان ولد در قصيدهاى كه به نام امير تاج الدين حسين سروده ، اعادهء اين ده را خواستار شده است . كاملا مشخص است كه اين ده قبل از 660 ه / 1261 م يعنى در زمان حيات مولانا وقف شده است . از آنجايى كه در اين تاريخ هنوز آرامگاه بنا نشده بوده و در قصيده هم به وقف روستا براى " فقيهان " تصريح شده است ، گويا بدر الدين اين ده را براى مدرسهاى كه بنا مىكرده و يا براى سلطان العلماء و احفاد او وقف كرده بوده است « 3 » . قبل از آنكه بدين بحث پايان دهيم ، اين مطلب را هم بگوئيم كه در مقابل تربت شمس چاهى از دورهء سلجوقيان باقىمانده است . باز آقاى اوندر اطلاع دادند كه
--> ( 1 ) مكتوبات مولانا جلال الدين ، پيشين ، نامهء 143 ، ص 147 ( 2 ) El - Evamiru ? l , - A ? la ? iyye fil Umur L A ? la ? iyye , I ? bn - i Bibi , Tipkibasim , T . T . K . , Ankara , 1956 , s . 642 . ( 3 ) ديوان سلطان ولد ، طبع ف . ن . اوزلوق ، استانبول ، 1958 - 1938 ص 226